شیراز باغ جهان نما

خرید بک لینک
دیشب قبل از پروازم(ساعت 22:30) رفتم باغ جهان نمای شیراز بارون و بوی یاس  و بهارنارنج و قدم زدن وسط یه باغ که وسطش هم  کتابخونه خیلی زیبایی بود که داشتن توش کتاب میخوندن با دیوارهای شیشه ای و خیلی مدرن... اون سمت کنارحافظیه هم کنسرتی بود...خلاصه ساعت 20رسیدم اونجا و چقدر زیبا بود و یه ساعتی میخواستم قدم بزنم رفتم دیدم حافظیه خیلی صفش شلوغه و منصرف شدم و رفتم همون باغ...

بارون ریزی میومد..هوا عالی و مطبوع بود...بوی بهار شیراز میومد و من تنهایی قدم میزدم...یه نیم ساعتی قدم زدم و دلم نیومد که به مهسا زنگ نزنم...

بلاکم کرده بود خلاصه توی اسکایپ زنگ زدم بهش و صحبت کردیم..

خیلی خوب جواب داد و معترض هم بود که من کم کاری کردم نسبت بهش. همچنان به شدت محبت میکرد و سردرگم بابت خواستگارهایی که داشتن براش میومدن... راستش میخواست ولی به روی خودش نمیاورد... من هم میخواستم ولی میدونم مشکلاتش چیه...ارتباط خارج از ازدواج اصلا خوب نیست...

اگه خدا کمک کرد و تونستم امسال خونمو بخرم واقعا میرم و اقدام میکنم ولی اگه نشد نمیرم سمت زندگی چون مطمینم مشکلات اقتصادی ، عشق و علاقه را نابود میکنه...

ازطرفی دلم هم آروم شد که به صورت سنتی برم خواستگاری...

به خودشم گفتم میسپاریم به تقدیر ببینیم چی صلاحمون خواهد بود... واقعا نمیدونم همسر آینده کی هست و امیدوارم بتونم زندگی خوبی چه توی ایران یا توی کانادا تشکیل بدم...

البته این هم یه راهکاره که اینجا زن نگیرم و کانادا زن بگیرم یا اینکه فردی بگیرم که آینده اش اونجا خوب باشه.

کلا #سردرگمی بخشی از زندگی همه از جمله من شده....

ولی راضیم از صحبت دیشبم وقتی فهمیدم خواستگار داشته تو این سه ماه و اومده یه کم به خودم اومدم که ای بچه دنیا رو اونطوری خالص و عاشق فرض نکن...دنیا شبیه تجارتخونه هست و آدما کاسب این بازار...

ولی خداییش من سعی کردم کاسب مآبانه نگاه نکنم و واقعا شخصیت طرف رو ببینم ولو ثروت نصف تهران دستش باشه... امیدوارم و توکل میکنم به خدای خودم خدای عشق و خدای زیبایی.

+ نوشته شده در جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت 11 توسط MahD  | 

وسط ماه رمضان و فرجه امتحان...

ما را در سایت وسط ماه رمضان و فرجه امتحان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: يکشنبه 9 ارديبهشت 1397 ساعت: 14:26

صفحه بندی