افسرگی پاییز یا عاشقی پاییز؟

خرید بک لینک
اولین پست پاییزی 97 را مینویسم...

روزگار که همون روزگاره و تلاش برای گرفتن کار و پول دراوردن...

ولی خب از نظر روحی آدم هی بالا و پایین میشه...

یه روز میگه سنم بالا رفته، یه روز میگه دارایی ام کمه، یه روز از ازدواج و آدم ایده آل پیدا کردن ناامید میشه، یه روز از دکترا، یه روز از مهاجرت و یه روزهایی از کار و از خونوادش...

نمیدونم این حسها حدود ده سالی که وبلاگ رو مینویسم انگار هست... شاید راهش این باشه که تو همین دوران هم خوش باشم و خوش بگذرونم و لحظه هامو درک کنم.

داداشم هفت روز دیگه میره استرالیا و البته بر میگرده ده روزه ...

من امید دارم که با برنامه تر باشم و با پشتکار بیشتر.... این برام خیلی مهمه که یه تکون بخورم و تغییر اساسی کنم و باید برنامه هامو جدی تر ببرم جلو ... الان دو هدف اصلی برای خودم گذاشتم و همه چیز دیگه حاشیه هست.... تهیه و تصویب پروپوزال دکترا + آماده شدن برای آزمون زبان 65.

فعلا به هیچ چیز و هیچ کاری ، ذهنمو مشغول نمیکنم و امیدوارم این دو کار ظرف دو هفته آینده خوب جلو رفته باشه .....

تو سن 28 سالگی هستم و هنوز چیزی که میخواستم نشدم متاسفانه و یه اتفاق تو زندگیم کمه و اون هم تلاش و پشتکاره... تا وقت تلف کردن رو نتونستم کنار بذارم هیچ اقدامی نمیکنم....

کلا معنویت و خدا رو هم که کلا گذاشتم کنار...من الان از بهمن 94 که با مه سا آشنا شدم تو این سه سال واقعا نمازم رفت رو هوا.... نمیدونم مشکلم چیه که یه ماه نتونستم نماز مستمر بخونم..

حس میکنم آخرتم رو از دست دادم .. این موضوع هم خیلی مهمه کاش میشد دلم جلا پیدا کنه ولی خب نمیشه نمیدونم واقعا مشکلم چیه.....

هنگ هستم

وسط ماه رمضان و فرجه امتحان...

ما را در سایت وسط ماه رمضان و فرجه امتحان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:28

صفحه بندی