سه روز شیراز بودم و حسابی بهم خوش گذشت ( تقریبابه صورت سطحی )
چهارشنبه هم ویزام اومد و دو هفته دیگه باید برم آلمان
امروز داداشم حرفای سنگینی بهم زد که تو پول ها را خودت داری درو میکنی و داری با سیاستت سهم خوری میکنی.... دلم خیلی شکست...
دوست داشتم ازدواج کرده بودم و این حرفها رو نمیشنیدم...الانم اون طلام رو که داشتم بهش میدم و سهمم رو باهاش صفر میکنم.... این یه هشدار بود که آینده چندان هم درخشان نیست..
با خودم قسم خوردم تا زمان رفتنش یه کلمه هم باهاش حرف نزنم و پای این حرفم هستم..
حس تنهایی دارم حس دلتنگی حس خالی و پوچ بودن و حس عدم تعلق به خونوادم.
حس های بدی هست....خدا بخیر کنه و یه حالی هم به ما بده از این اتفاقات بد خدارو شکر که محرم نزدیکه و من این محرم تنهای تنهام...اولین محرم تنهایی بعده مه سا... و امیدوارم خداراهی که دنبالشم بهم نشون بده و عاقبتم بخیر بشه..
با یه هزینه کمتر انشالله خونه ام را هم میخرم و خدا بزرگه و قرار نیست یک شبه به همه چیز برسم.
صبوری خواهم کرد ..گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
وسط ماه رمضان و فرجه امتحان...
ما را در سایت وسط ماه رمضان و فرجه امتحان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:28