هفته پیش بود که امتحان جامع دادم....از چند روز قبلش هم باز مهسا و من شروع کردیم به مسیج بازی و استارت مجدد رابطه...دو روزه امتحان را دادم... و دوباره نطقش باز شد و گلایه از کم محلی های من و اتفاقات خواستگاری ... دوباره همون آدم شده بود و نمیتونستیم با آرامش و صبوری صحبت کنیم و عدم درک متقابل.
در همین حین نصیری تو همین هفته بعلت های مختلف گفتش برم و دیگه باهم کار نکنیم و من هم به عنوان ترک این کار پذیرفتم و خیلی راحت هم اومدم و برای خونوادم هم تعریف کردم و پذیرفتن. ولی واقعا از دیدگاه خودم بهترین و بهترین و بهترین فرصت برای جمع کردن پروپوزال دکترا و نیز امتحان آیلتس هست.. از نظر کاری هم خودم برای خودم کار میکنم و شغل دومم خیلی بهتره که با شریک غیر معتمدی نباشه و امیدوارم روزی که بر میگردم و این پست را میخونم به خودم بیشتر افتخار کنم؛ منتظر چنین اتفاقاتی بودم و میدونم بزرگتر میشم و اگر خودمو به اون گره میزدم در حد کوچیکی باقی میموندم و هر بزرگ شدنی تبعات خودش را هم داره و من آماده ام که صبوری کنم.... امیدوارم بتونم خودم پول خوبی در بیارم.
اما در مورد کانادا هم رشته شغل من رو تو اون استان حذف کردند و باید امادگی خودم را حفظ کنم تا اینکه اولین لحظه ای که اعلام شد من سریعا وارد پول جدیدشون بشم... فعلا فکر کردن به تبعات مهم نیست بلکه رسیدن به هدف زبان : L7.5 R7 S7 W6.5 برام به شدت اهمیت داره و امتیازمو بالای 403 میرسونه...
تو زمینه های مهاجرت، شغل دوم، ازدواج مناسب، دکترا دغدغه های اصلی من تو این سن و سال هستند.
وسط ماه رمضان و فرجه امتحان...
ما را در سایت وسط ماه رمضان و فرجه امتحان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:28