عید 97 هم اومد ... رفتیم شمال از 28 اسفند تا 2 فروردین
بعدش هم یه سر به ولایت زدیم و اون وسط کادوهای تولدم را هم توی روز 6 فروردین گرفتم.
اصلا فکر نمیکنم که سنم داره میره بالا چون میخوام همیشه سالم بمونم و پیشرفت کنم و نمیخوام سن برای من پارامتر تاثیر گذاری باشه... البته دو سالی که تا 30 سالگی وقت دارم امیدوارم به بعضی آرزوهام از جمله مهاجرت و ازدواج رسیده باشم و دهه چهارم زندگی رو با اهداف و آرمانهایی به مراتب والاتر پشت سر بگذارم.
خیلی نوروز را دوست دارم پر از عید دیدنی پر از برگشت به گذشته پر از نوستالژی های دوس داشتنی و پر از برنامه ریزی های مربوط به آیندم.
امروز هم سیزدهم فروردین هست و فردا شروع یک سال جدید و قطعا پر تلاش...
تو این پست نمیخوام از اهدافم بگم میخوام از افکارم بگم:
امروز بعد از اینکه تلویزیون فیلم ماجرای نیمروز را گذاشت فهمیدم قلبم می تپه برای این کشور و وقتی فهمیدم امروز را روز شهادت حضرت زینب هست بازهم یادآوری شد برای من که هم دوستدار اهل بیت هستم و هم وطن دوست.
حالا من تو سن 28سالگی هستم و کار و تحصیل مناسب و افکار تقریبا مشخص که دو سال بود میخواستم ازشون فرار کنم ولی ایده آل طلبی من تو این سن و سال و ترس از آینده ( اون هم بخاطر توکل نداشتن به خدا ) و درکنارش بعضی مسایل حاشیه ای زندگی روز مرگی های من شده.
من بسیار نصیحت پذیرم و البته بعضا عمل کننده خوبی هم به نصیحت ها هستم. خواه این نصیحت از سمت پدر و مادرم باشه خواه یک فرد غریبه یا حتی کوچکتر.
از بزرگان عرصه علم یا هنر یا موسیقی وقتی مثلا تو سن 50 یا 60 یا 70 هستن چیزی که یاد گرفتم کنار گذاشتن تردیدها هست...اصرار بر موفقیت در کنار تلاش مضاعف.
اره تو این سن از خیلی ها جلوترم .. الان تو کارم با سن و سالهای 40 به بالا کار میکنم و این ده دوازده سال جلو بودن من باید به یه موفقیت بزرگ ختم بشه شاید وزارت اون هم تو جایی که دوست دارم.
البته تلاش و نظم زندگیم را باید ارتقا بدم...به موقعش گزینه مناسب ازدواج هم تو این دوسال آتی پیدا میشه و امیدوارم همدم و یار خوبی را انتخاب کنم.
امسال میخوام روی تلاش کردن و نظم و احترام متقابل بیشتر کار کنم. امیدوارم به چندتا اتفاق خوب تو امسال برسم از جمله( به ترتیب زمانی ):
قبولی امتحان جامع - آیلتس - خرید خانه - تکمیل مدارک و ثبت نام مهاجرت - تدوین پروپوزال و انجام بخش اعظمی از رساله و .... .
یه امیدواری دیگه هم که از خدا دارم اینه که بهم معنویت بیشتری بده و بهم فرصت یافتن یه همسر باوفا و خوب را عطا کنه...
تو این سن و سال چند تا یافته دارم از زندگی:
اول - هیچکسی را دست کم نگیر نه کسی که تحصیلاتش از تو پایینتره نه کسی که شغلش از تو پایینتره چون خدا همیشه فرصت هاش رو به همه میده چه یه نفر که تاتر کار میکنه چه کسی که شغل نامرتبط داره و ... .
دوم- تو برخورد با همه حتی آبدارچی یا .... خضوع و خشوع را داشته باش و مثل ارباب با هیچکسی برخورد نکن هم از دیدگاه مذهبی و هم شغلی.
سوم- تا جایی که میتونی کم حرف باش و منطقی و با اعتماد به نفس صحبت کن و به دور از هیجان.
چهارم- به هیچ کسی تا ابد و صد در صد اعتماد نکن جز پدر و مادر.
وسط ماه رمضان و فرجه امتحان...
ما را در سایت وسط ماه رمضان و فرجه امتحان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 18:28